علي بن حسين انصارى شيرازى

94

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

تفريح نظير ندارد و در ايام بيمارى و تعفن چنانچه ترياق فاروق ذكر كرده‌اند كه چون تناول كنند منع عفونت بكند و تقويت دل بدهد و دفع ضرر و با بكند اين داروى مفرد همان خاصيت دارد بلكه زياده به جهت آنكه قوت ترياقيه در وى هست و چندان گرم نيست ديگر مولانا اصيل الدين كه از شاگردان مولانا نجم الدين محمود الياس شيرازى عليه الرحمه بود مردى فاضل بود و در اكثر علوم ماهر و كليات شيخ الرئيس را در شرح نوشته مىفرمود كه هر خاصيتى كه در ترياق فاروق هست درين داروى مفرد هست و همو فرمود كه مرا درد معدهء بلغمى بود و هر معالجه كه كردم مفيد نيفتاد چند عدد از اين جدوار بروزگار صلايه مىكردم و بجلاب گرم مىخوردم آن زحمت زايل شد و شخصى را سده جگر داشت كه به استسقا خواست انجاميدن چند روز اين دارو با سكنجبين بخورد سده گشاد و رنگ وى كه بغايت زرد شده بود باز برنگ اصل خود آمد ديگر شخصى قرحهء مثانه داشت و چهار روز بول وى گرفته بود از اين بسائيدند و بر مثانهء وى طلا كردند و قدرى در احليل وى چكانيدند همان ساعت بول وى بگشاد و ريم بيرون آمدن گرفت و شفا يافت باذن الله تعالى ديگر در زحمت بواسير اين دارو بدان موضع طلا كنند درد ساكن گرداند و ورم را تحليل دهد ديگر آنكه دشخوارى زادن را نظير ندارد بسايند قدرى و بجلاب گرم بخورد وى دهند و قدرى ديگر به پشم پاره به خود برگيرد در حال وضع حمل كند ديگر صرع صبيان را بشير مادر مقدار نيم دانگ يا دانگى بخورد وى دهند نافع بود و ابن مؤلف گويد اين خاصيت در وى هست و اين ضعيف را تجربه افتاده و مجرب بوده كه طفلى را چهاره شبانه‌روز ام الصبيان بود كه يك زمان از آن خالى نبود اين دارو بشير مادر سوده بوى دادند همان روز شفا يافت بامر الله تعالى ديگر خداوند تب ربع را سود دهد هر روز مقدار دو دانگ با جلاب گرم بدهند هر روز پياپى نافع بود اما تنقيه بدن بايد كرد ديگر آنكه درد دندان را نافع بود مقدار عدسى از اين دارو در بن دندان كنند يا بر دندان طلا كنند در حال درد ساكن كند ديگر درد چشم كه بلغمى باشد در ميان چشم كنند درد بنشاند و اگر صفراوى باشد بر پشت چشم طلا كنند درد بنشاند و آماس و فرق ميان بلغمى و صفرايى آنست كه بلغمى را درد ساكن‌تر باشد و صفرايى را درد و سوزش و چكيدن آب بيشتر بود و در تقويت باه اثرى عظيم دارد مقدار نيم درم يا نيم مثقال با شراب بخورد نعوظى تمام آورد و حكماى هند مىگويند كه مردم لاغر را فربه كند و مىگويند كه اگر بر بهق سفيد و برص طلا كنند سودمند بود و حكماى هند آورده‌اند كه درين دارو صد و بيست منفعت است و كسى را كه خناق گرفته باشد بر حلق طلا كنند بغايت نافع بود و بتجربه معلوم شده و ابن مؤلف گويد شخصى را كه سوء القنيه طارى شد و باستسقا خواست كرد چند روز از اين جدوار سوده به دو داديم حق‌تعالى صحت بخشيد و صاحب منهاج گويد طبيعت وى گرم و خشك بود در سئوم و هم صاحب تقويم گويد قرحهء امعا آورد و مصلح وى شير حليب كه آهن تافته در آن انداخته باشند بود و صاحب منهاج گويد بدل وى در ترياق سه وزن آن زرنباد بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : جدوار بفتح جيم معرب زدوار عجمى است و به عربى انتله و بيونانى ساطريوس و بمغربى ماء فرفين و ماء فروين و بهندى نربسى نامند زيرا نر بكسر نون و سكون را بلغت ايشان بمعنى دافع و خالص‌كننده و بس بكسر با بمعنى زهر است لاتين AMOMUM ZEDOARIA فرانسه ZEDOAIRE RONDE انگليسى ZEDOARY جرجير برى و بستانى بود برى را ايهقان گويند و بستانى را كف عايشه گويند و بپارسى كنكيز خوانند و بشيرازى كزك خوانند و بهترين آن بستانى بود كه تيزى وى كمتر بود و طبيعت وى گرم است در سئوم و گويند در دويم و خشك است در دويم آب وى اثر ريشها ببرد و جرجير مدر لبن بود اما مصدع بود و سدر و تاريكى چشم آورد و مصلح وى كاهو و كاسنى و بقلة الحمقا و سركه بود و وى منى را زيادت كند و نعوظى تمام آورد و چون با شراب بياشامند ترياق گزندگى ابن عروس بود و طبع براند و در خواص آورده‌اند كه چون جرجير بكوبند و آب آن در بن انار ترش بريزند شيرين گردد و جرجير برى را خردل برى خوانند و ادرار بول بغايت كند و تيزتر از بستانى بود و تخم وى بعوض خردل مستعمل كنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : جرجير بكسر اول و سكون ثانى و كسر جيم و سكون يا و را به فارسى ترهء تيزك و بهندى ترمرا و تخم آن را هالون و عوام هالم و چند سور و چند سر نامند برى آن را بهقان و بستانى آن را كف عايشه و به فارسى كيكير و بشيرازى كهرك گويند . . . و بستانى سه قسم مىباشد يكى شبيه بترب برگ آن با خشونت و در مازندران شاهتره و كورتره و در تنكابن خاص‌تره نامند و قسمى را رشاد و به فارسى تره‌تيزك شاهى نامند . . . صاحب تحفه بستانى آن را سه قسم مىداند يكى شبيه بترب كه در مازندران كوله‌تره و در تنكابن خاص‌تره نامند و تخم او سفيد و حرف بابلى عبارت از اوست و قسمى را رشاد و به فارسى تره‌تيزك شاهى گويند . . . لاتين به نوشته شليمر SYSYMBRIUM NASTURTIUM يا NASTURTIUM OFFIEINALE فرانسه CRESSON D , EAU يا CRESSON DE FONTAINE انگليسى WATER CRESS ضمنا شليمر اين گياه را بولاغ‌اودى و سلماچو و شاهى آبى و كوتين هم مىنامد